معين الدين فراهى هروى ( ملا مسكين )
176
تفسير حدائق الحقائق ( قسمت سوره يوسف )
الهى جل و علا مكشوف گشتى ، و فرزند را تسليم وى نمودى و استعانت و طلب حفظ از حضرت او كردى به داغ فراق فرزند مبتلا نگشتى . قوله تعالى « قالُوا لَئِنْ أَكَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذاً لَخاسِرُونَ » برادران در جواب پدر گفتند كه اگر چنانچه گرگ يوسف را تعرّض رساند و حال آنكه ما ده مرد قوى هيكليم و « 1 » به محافظت وى قيام مىنمائيم آنگاه ما از جمله مغبونان باشيم . بعد از براى تسلى خاطر « 2 » پدر تمهيد مقدمات مىنمودند و از جمله آنها يكى آن بود كه گفتند يا نبىّ اللّه گرگ در ميان ما چگونه تواند آمدن و گستاخى نمودن و حال آنكه شمعون در ميان ماست كه چون غضبش مستولى گردد صيحهء از وى بظهور آيد ، كه از هيبت و صلابت آن زنان حامل بار بيفكنند ، و چون بخشم نعره برآورد مقرعهء رعد آنجا طنين مكس انگبين نمايد « 3 » و چون صداى صور ، و نداى « 4 » ناقور ، خفتگان بستر خاك را در حركت و اضطراب درآرد ، و برادر ديگر يهودا چون در غضب شود ، سباع بيابان را به شوكت بازو به دونيم بشكافد ، و بقوّت دست از خرطوم پيل غشوم بازوبند تواند ساخت ، و از خام « 5 » شير دلير وقت انتقام انبان استخوان تواند پرداخت ، ما گروهى باشيم كه اگر سايه شكوهء ما بر بيشه افتد ، شيران آن بيشه از آتش آن انديشه بر خود بلرزند ، و اگر ثعبان دمان ، بر سايهء عصاى ما بگذرد ، هيبت ما مهره او را از قفا بدنبال او برون كشد ، به اين نوع سخنان خاطر پدر را تسلى مىدادند ، و دم فسون در وى مىدميدند ، تا پدر را از امتناع مطلق بجواز مقيّد ميل دادند .
--> ( 1 ) - د : بدون هيكليم . ( 2 ) - د - ح : بدون خاطر . ( 3 ) - د : باشد . ( 4 ) - د : چون صداى صور وادى . ( 5 ) - د - ح : و ازدحام شير در وقت انتقام داند پرداخت .